طنز
در المپیای روزمرگی پریشب مثل دیشب و شب های دیگر ، زود به سراغ خواب رفتم. خواب اما کمی دیرتر به سراغ من آمد تا جنبیدم ، صبح شده بود. فردایش که دیروز باشد در کار خسته بودم. چشم هایم بسته می شد، با آنکه ایستاده بودم . هی من بودم و فاژه کشیدن. همکارم به نظر ترحم به سویم دیده گفت : عجب مردمی هستید. مثلیکه در کشور شما معمول باشد ، قادرید حتی ایستاده بخوابید. در تلویزیون نشان دادند که در پارلمان شما هم اعضای آن می خوابند. بلند خندیدم ولی او مثلیکه می ترسید خوابم آشفته شود ، هیچ نگفته رفت. خانه که آمدم فورا ً به مادرم در کابل تیلفون کردم می خواستم این را برایش قصه کنم تا کمی بخندد. پیش از اینکه چیزی بگویم با عجله گفت : قبل از اینکه دیگران برایت بگویند ، خودم می گویم. گفتم ، چی را؟ فکر کردم سازمان جاسوسی آلمان شاید قصه مرا بگوشش رسانده. گفت : محرقه شده بودم. رفتم پیش داکتر ولی دوای او فایده نکرد. پرسیدم ، مگر چرا ؟ گفت : چون داکتر ، داکتر ولادی ونسایی بود! خوب ، برای کسیکه با چنین مرضی نزد چنان داکتری می رود ، چه را باید قصه می کردم که جالب تراز قصۀ خود او می بود. صرف نظر کردم. گفتم : سه چهار هفته است که هیچ ننوشته بودم ، خوب است که تو وقتا ً فوقتا ً یگان کاکه تیغونی می کنی تا پسرخواب برده ات نفسی تازه کند. نمی دانم این پسر و این مادر چه کارهای دیگری در پلان پنج سالۀ خود دارند. لحظۀ بعد که ایمیل هایم را می خواندم دیدم عزیزی یک فکاهی فرستاده : خر با حسرت به سوی اسپ دیده با خود گفت ، ایکاش توانسته بودم من هم به تحصیلات خود ادامه دهم ! فردا قرار است آن عزیز را جراحی کنند. می خواهند کاسۀ سرش را باز نمایند. تمام ترسش از این است که مبادا چیزی در سرش باشد و ترس من از آن که مبادا هیچ چیزی آنجا نباشد. عجیب است. برای ادامه یافتن رفاقت و دوستی بعضی چیزها باید نباشد و بعضی دیگر باید که باشد. اگر انسان بدبین نباشد ممکن است هر روز با چیز های روبرو شود که برایش یادآوری کند که خوش بینی نمرده است ، فقط در اثر بدبینی به خواب رفته. 15 اگست 2008 ، هامبورگ ، کاکه تیغون بدایع الاشارات ( قسمت سوم ) وزارت قلت مواد غذایی اعلام نمود که به سبب کمبود بارندگی و خشکسالی ناشی از آن ، مردم از ریشۀ گیاهان خودرو برای رفع گرسنگی استفاده می کنند. دفتر ابتکارات ویژه گفته است در این راستا افغان ها در نظر دارند تا تروریزم را ریشه کن کرده و با ریشه های آن سد جوع نمایند. ریاست دفتر مهاجرین سازمان ملل متحد گفته است : " برای افغان ها در هر جغرافیایی که باشند ، تاریخ همیشه از یک نقطه آغاز می شود : از فراموشی " . جمعیت داکتران بدون سرحد در آخرین گزارش خود می نویسد : " هنگامی که ثابت شد موسیقی غذای روح است ، متأسفانه تمام ارواح در افغانستان از گرسنگی تلف گردیده بودند " . سخنگوی انجمن تاریخ گفت : " اعضای انجمن تاریخ بعد از مطالعات طولانی هنوز ندانسته اند که در " هفتم ثور " و " هشتم ثور " آیا کلمۀ " ثور " واقعا ً به معنای گاو است یا خیر " . به منظور ارجگذاری مفاخر ملی ، ریاست مبارزه با مواد مخدر به نام " انجمن بابه قوی ِ مستان " مسمی گردید. یک منبع وزارت تحصیلات عالی به جهانیان اعلام نمود : " قحطی در افغانستان از سبب خشکسالی بوده و خشکسالی سبب از کار افتادن بند های برق گردیده است و این امر به نوبۀ خود باعث به وجود نیآمدن قشر روشنفکر در افغانستان شده است " . یک منبع ریاست ترافیک گفت : " در افغانستان مسألۀ راه سازی به این زودی ها حل شدنی نیست ؛ زیرا اکثریت راه ها یکطرفه ساخته شده و به بن بست می انجامد " . رییس یک شرکت راه سازی خارجی این ادعا را رد کرده اظهار نمود : " به این مسأله می توان از موقعیت خوشبینانه تری نیز نگاه کرد و مثلا ً می شود گفت که در افغانستان بسیاری از بن بست ها به راهی می انجامد " . دفتر تفتیش عقاید که مربوط به یکی از احزاب بیطرف افغانی می باشد به منظور جلب توریست های غربی در یک مقالۀ کاملا ً نیمه علمی و بیغرضانه در مورد پایتخت کشور پاکستان نوشت : " اسلام آباد شهریست که در آن اسلام زیاد ولی مسلمانی کم است " . یکی از سیاستمداران صحنۀ سیاست را ترک گفت. گزارش می رسد که از خوشی زیاد موافقان در پیراهن و مخالفان در تنبان نمی گنجیدند. شورای بین الافغانی آشتی بعد از چندین اجلاس سرانجام به نتیجه نرسید. آنچه میان اشخاص و احزاب مایۀ اختلاف گردید این نکته بود که آیا دموکراسی دُم دارد یا شاخ. شیرین گل پَرسوز هنرپیشۀ نامدار اعلام کرد که فشار خون زن های افغان همواره در نوسان است و در نتیجه با آلۀ فشار قابل اندازه گیری نمی باشد. وی افزود که در اثر فشار خارجی برای اعادۀ حقوق زن ها این فشار بلند می رود ودر نتیجۀ فشار داخلی برای سلب حقوق آنان ، دوباره پایین می آید. یک شخص چادری بر سر که فهمیده نشد زن است یا مرد به خبرنگار بی بی سی گفت : " لطفا ً فشار ندهید !" . سازمان عفو بین المللی در گزارش سالانۀ خود می نویسد : " آنانی که نیروی هوایی و اسلحۀ ثقیله ندارند باید از تروریزم دست بردارند " . ( ادامه دارد ) بدایع الاشارات ( قسمت دوم ) رییس جمهور امریکا پس از دیدن فلم " سفر به قندهار " سخت در حیرت فرو رفته و امر نموده است تا تمام مناطقی را که نام آنها با " ق " شروع می شود مثل قندوز ، قزوین ، قاهره ، قراقروم و مثل این ها بمباران نمایند. او در مورد کشور عراق گفت که اولا ً سرنگون شود تا " ق " آن در آغاز نام آید و سپس بمباران شود. " دفتر اخراج افاغنه " در ایران که جدیدا ً به " دفتر عودت پناهندگان افغانی " تغییر نام داده گفته است که افغان ها باید از طریق دشت های سیستان و زابل برگردانیده شوند ، زیرا احتمال دارد در آن جا با روح رستم زال روبرو گردند وبا استفاده از این فرصت طلایی از او حکایت نوشداروی پس از مرگ سهراب را بپرسند. " دفتر خط سوم " در این باره اظهار بی اطلاعی کرده گفت : از زابل تا کابل امنیت کامل حکمفرماست. منابع آگاه در سازمان ملل متحد گفتند که امروز هیچ گروهی در جهان قادر نیست تا بدون کمک امریکا با تروریزم مبارزه کند ، حتی خود گروه های تروریستی نیز. رییس یک هیئت عالیرتبۀ دولتی در مراسم یادبود از کشته شدگان خشکسالی به مدت نیم ساعت گریۀ بدون اشک نمود. آگاهان در مورد علت این عمل آن رییس گفتند که او دوساعت قبل در حضور یک هیئت خارجی به منظور جلب همکاری آن هیئت سه ساعت گریۀ اشک دار نموده بود. سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ گفته است : " پرابلم اصلی مطبوعات ما نبود نویسنده نیست. فقدان خواننده است. به دلیل پر بودن دیوانه خانه ها ، دیگر نویسنده ها هم به هیچ قیمت حاضر نیستند حتی نوشته های خود را بخوانند چه رسد به نوشته های دیگران. " سخنگوی انجمن قلم این نظر را رد کرده گفت : " در این کشور آنقدر گپ برای گفتن وجود دارد که مردم فراموش کرده اند که برای شنیدن نیز گپ های وجود دارد. " مؤسسۀ جهانی موسیقی اعلام نمود که به منظور مستحکم ساختن سنگر های مبارزه علیه ابتذال در موسیقی افغانی ، تمام کست ها و سی دی های این موسیقی را می شود به حیث سنگ و خشت ِ پخته در ساختمان سنگر ها به کار گرفت. در اطلاعیۀ وزارت تقسیمات عادلانۀ مقامات و چوکی ها هوشدار داده شده است که به سبب کمبود بودجه در سال جاری ، هر چهار وزیر ِ برحال این وزارتخانه سخت عصبانی اند و تا به حال شانزده معین خود را تهدید به گرفتن امتحان سویه کرده اند. کاکه تیغون در کتاب " کاکه گی های جدید در کابل قدیم " می نویسد : " دموکراسی یعنی حکومت ِ مامردم بر مردم " او در قسمت دیگری از همین کتاب نوشته است : " پلورالیزم سیاسی عبارت است از همزیستی مسالمت آمیز میان اعمال و اندیشه های غیر مسالمت آمیز " . قوای بین المللی حفظ امنیت در کابل ، بخشی از نیروهای خودرا در قبرستان مشهور شهدای صالحین مستقر نمود. قومندان این گروه گفت : " ...افغان ها پس از مرگ نیز دست از مخالفت با همدیگر برنمی دارند... " . رییس کمیسیون بررسی های تاریخی گفت : " در افغانستان تاریخ تکرار نمی شود ؛ زیرا اعمال افغان ها منحصر به فرد بوده و تکرار ناپذیر می باشد ". کاکه تیغون این ادعا را رد نموده گفت : " کسانی که در ساعات درس تاریخ غیرحاضر بوده اند ، چاره یی جز تکرار تاریخ ندارند. برای نمونه می توانیم بگوییم که هشت ثور همان هفت ثور است با یک روز تأخیر " . بانک جهانی اعلام کرد که افغانستان در ده سال آینده دوبی ثانی خواهد شد. با پخش این خبر در صادرات آثار تاریخی افزایش قابل ملاحظۀ به عمل آمده و در مقابل واردات شتر کاهش چشمگیر یافته است. ( ادامه دارد )

نوشته شده در Sun 17 Aug 2008ساعت
5:49 توسط کاکه تیغون | |
نوشته شده در Sat 9 Aug 2008ساعت
6:23 توسط کاکه تیغون | |
نوشته شده در Sun 27 Jul 2008ساعت
5:31 توسط کاکه تیغون | |

