تبليغاتX
کاکه تیغون
کاکه تیغون

طنز

 

چلو

 

 

 

چلو چلو گل سرخ است تا مزار چلو

پیاده می روی ، خیر است یا سوار ، چلو

به میلۀ گل سرخ مزار می ارزد

یکی دوبار نه بلکه هزار بار چلو

زراه دور اگر خسته می شدی ، بشنو

یگان یگان کست مست خنده دار ، چلو

به ره اگر کمکی خاک و خاکباد شود

فرو برش که بود خاک پای یار ، چلو

مزار خربوزه بازار کشورت باشد

بخور که قندو نبات است و آبدار ، چلو

انار دیدم و طالب شدم یکی گفتا

اگر که طالب آنی به قندهار چلو

به قندهار که رفتم یکی به گوشم گفت

درون دل شده چون دانۀ انار ، چلو

برو به شهر دگر ، پشت ما چه می گردی؟

نمان چه می کنی اینجا به انتظار ، چلو

شدم به کابل و از عشقری بپرسیدم

که چیست واقعه ، گفتا که زهر مار ، چلو

چه میلۀ گل سرخ و انار می طلبی

ندیده ای؟ همه جا گشته لاله زار ، چلو

چلو که شهر به شهر است میلۀ گل سرخ

دلم به مثل چلوصاف ، غار غار ، چلو

زمانه سرخ و زمین سرخ و آسمان سرخ است

چلو چلو که چه سرخ است روزگار ، چلو

 

                    

اول جون ، 2003  ، هامبورگ ،  کاکه تیغون

نوشته شده در Tue 15 Apr 2008ساعت 7:47 توسط کاکه تیغون | |

 

                                      سینما

 

 

 

 

بود" سلمان خان" به یک راهی روان

دید در یک گوشه "حاجی کامران"

گفت: آیا فلم هندی دیده ای؟

گفت: نه! گفتا : عجب نادیده ای

فلم هندی در عذوبت شکراست

دخترانش از همه شیرین تراست

فلم هندی آیتی از لطف حق

از ارسطو تا پرستو را سبق

فلم هندی کش شود تا کهکشان

افتخار این جهان و آن جهان

فلم هندی نصف ایمان شماست

بند پوپک دار تنبان شماست

بود غزنی مأمن آبای ما

هند شد بعداً و لیکن جای ما

این همه آثار خوب معنوی

هین نپنداری که باشد غزنوی

فلم افغانی چو زهر قاتل است

مثل خشت خام و حرف باطل است

حاجی اندیشید: کاین کاکا چه گفت؟

او نگوید پس که گوید حرف مفت؟

این گز این میدان، بگفتا ، یاد باد

تابه لندن دست تان آزاد باد

من شیرین گل نی که، شیرآغاستم

در جهان سینما یکتاستم

هند ما را کعبۀ آمال بود

فلم افغانی ازآن پامال بود

گرچه کار سینما کار نواست

اختراعش از امیر خسرواست

فلم افغانی زهندی نیست کم

بهتر ازنفت عرب، لاف عجم

سینمای ما جهانی می شود

از برایش خردوانی می شود

 

بین هردوبحص و فحص و گفتگو

می برآمد از خمیر هردومو

زندگی بی سینما بی کیف شد

فلم افغانی چو هندی حیف شد

درجهانش یک دگرگونی نشد

انقلاب کاکه تیغونی نشد

سینما ای سینما ای سینما

دربدرگردیده ای از دست ما

 

                   2001 ، هامبورگ ،

 

نوشته شده در Tue 8 Apr 2008ساعت 16:3 توسط کاکه تیغون | |

 

تشناب سالاري

 

 

 

 

اي دوستان لعنت به ما رحمت بر اين تشناب ها

آيا شما هم مثل ما محويد در مرداب ها ؟

كوچه به كوچه كو به كو هرسو نمايشگاه گه

ديدي به بيداري‌‍، نديده آنچه را در خواب ها

هر گه مكن زير لگد، بشناس جنس خوب و بد

بايد گهي را برگزيني از ميان ناب ها

مردان ِ بي تنبان اگر آيند هر سو درنظر

توليد گردد بيشتر در كوچه ها پيشاب ها

در كوچه گه در راه گه، تنها و يا همراه گه

بيچاره گه در گه شود هر شهر بي تشناب ها

اي گرده ها اي گرده ها در شهر بي تشناب ما

شاشيد بايد در كجا در جيب آن ارباب ها؟

ارباب ها ارباب ها جز آنچه در تشناب ها

دارند آثار دگر همسنگ آن گنداب ها

گه را تو گلكاري بكن، تشناب سالاري بكن

نقد كنارابي مكن در كشور ِ ناياب ها

 

كاكه تيغون ، كابل

 

 

در اين روزها به انترنت چندان دسترسي ندارم.اگر گاهي نبودم به اين معنا نيست

كه نيستم.هستم ولي دور از انترنت. به دوستان هم شايد كمتر برسم.

كساني كه با شرايط كابل آشنا هستند مي دانند كه يك نان چند فطير است.

خداوند سايه انترنت را از سر هيچ كس كم نكند .

 

نوشته شده در Sun 23 Mar 2008ساعت 18:29 توسط کاکه تیغون | |